رايانرايان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 28 روز سن داره

رایی گل پسر

بدون عنوان

رایان جونم امروز جمعه است. من وتو وبابایی خونه هستیم. من خیلی حوصلم سر رفته.اما بابایی حوصله نداره بریم بیرون. عزیزم روز به روز شیرین تر می شی.تازگیها غلتم میزنی.دو سه روزه رو به شکم هم بر می گردی.خیلی خوردنی می شی. پسرم این روزا با پستونک می خوابی.کوچیکتر که بودی باید اینقدر رو تختت تکونت می دادم تا می خوابیدی.این روزا من وبابایی رو خوب می شناسی.حتی وقتی از دور منو می بینی ذوق می کنی .قربونت برم. خیلی دوست دارم عسلم. ...
3 تير 1390

بدون عنوان

رایان جونم یه مدتیه که برات ننوشتم.ببخش عزیزم یه خورده درگیر بودم.عزیز دلم این روزا خیلی شیرین شدی.کلی برامون می خندی.الهی که همیشه بخندی نازنینم.  هفته قبل من وتو وباباومادر جون رفتیم تهران.این اولین مسافرتت بود.مادر جون رفت مشهد وما خونه عمو محمودت موندیم.خیلی به زن عمو سمانه زحمت دادیم.به اتفاق هم چند تا مرکز خرید رفتیم.یه شب شام خونه عمه بابا رفتیم.یه روز نهار خونه عمو علیرضا(دوست بابا )رفتیم. بعد از سه روز همراه مادر جون بر گشتیم. دیشب خونه خاله سودابه بودیم.به مناسبت تولدش مارو واسه شام دعوت کرده بود.اونجا همه از آروم بودنت تعریف می کردن.از بس که گلی عسلم.     ...
4 خرداد 1390

بدون عنوان

رایان جونم الان که دارم برات می نویسم مثل فرشته ها خوابیدی.قربونت برم که اینقدر ناز می خوابی. مامانی امروز بعد از دو ماه رفت خونشون.دلم یه خورده گرفته.بابا هم رفته دفتر.من وتو از این به بعد بیشتر اوقات تنهاییم. رایان جونم تو خیلی شیرینی.قند عسلی.من وبابایی عاشقتیم. ...
10 ارديبهشت 1390

بدون عنوان

رایان نازم نمی دونی با اومدنت چقدر عشق وعلاقم بهت بیشتر شده.لحظه به لحظه بیشتر عاشقت میشم.کوچولوی نازم تو بهترین هدیه خداوندی.اون چشمای خوشگلت٬اون لبهای خوردنیت٬اون چونه گردت٬اون چهره معصومت٬نمی دونی از دیدنشون چه لذتی می برم.لحظه های کنار تو بودن بهترین لحطه های زندگی منه. رایان جونم٬وقتی به دنیا اومدی ۳کیلو و۴۰۰ گرم داشتی وقدت ۴۹ سامتی متر بود.از همون روزای اول گردنتو بلند می کردی.اولین بار وقتی۱۵ روزت بود برامون خندیدی.وقتی می خندی انگار خدا همه دنیا رو بهم میده.وقتی با چشمای نازت بهم خیره میشی دلم می خواد بخورمت.  خدایا ازت ممنونم که پسرمو سالم وسلامت بهم دادی.هزاران بار به خاطر این نعمت ارزشمند شکرت می کنم. ...
21 فروردين 1390